القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )

204

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )

كه گفتند : « علم رسول اكرم ( ص ) از علم خداوند و علم على عليه السلام از علم رسول اكرم ( ص ) و علم من از علم على عليه السلام و علم من و تمام صحابه در مقايسه با علم على عليه السلام نسبتى جز نسبت قطره به هفت دريا به دست نمىآيد . حكمت 10 جزء و 9 جزء قرآن از على عليه السلام ابن مغازلى و موفق با ذكر سند از ابن مسعود نقل كرده كه گفت : من در حضور رسول اكرم ( ص ) بودم كسى از علم على عليه السلام از پيامبر ( ص ) سؤال كرد آن حضرت فرمودند : « قال قسّمت الحكمه عشره اجزاء فاعطى علىّ تسعه اجزاء و الناس جزءا واحدا و هو اعلم بالعشر الباقى . » « حكمت به ده قسم بخش گرديد ، نه دهم آن به على عليه السلام عطا شد و يك دهم آن به تمام مردم و مع الوصف على عليه السلام نسبت به آن يك دهم داناترين مردم است . اين روايت را موفق ابن احمد نيز از ابن مسعود نقل كرده است و نيز موفق با ذكر سند از سلمان فارسى از رسول اكرم ( ص ) روايت كرده ( قال اعلم امّتى على ) داناترين فرد امت من على عليه السلام است . محمد ابن على ، حكيم ترمذى در شرح رساله ( فتح المبين ) از ابن عباس امام المفسرين نقل كرده كه گفت علم ده جز است نه جز آن ويژه على ، و تمام مردم يك جز آن را دارند و على به اين يك دهم نيز داناترين مردم است و نيز گفت : على تا صبح درباره نقطه تحت باء سخن گفت . براى ما درباره ( نقطه ) زير حرف ( باء ) بسم اللّه الرحمن الرحيم سخن مىگفت ، تا فجر طلوع كرد و هنوز سخن در اين موضوع اتمام نيافته بود من خودم را در برابر عظمت علمى ، دانش على چون يك قطره كوچك در برابر درياى ژرفنا ديدم آن حضرت فرمودند : اگر بساط داورى براى من گسترده شود و بر آن بنشينم براى اهل تورات طبق حكم تورات و براى اهل انجيل طبق احكام انجيل و براى اهل قرآن طبق احكام الهيه قرآن داورى مىكنم ، لذا صحابه همواره در فهم احكام قرآن به آن حضرت رجوع مىكردند و فتاواى او را مىگرفتند كما اينكه عمر ابن خطاب در